صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
54
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
با وقوع امتحان و اسباب و علل ايجادكننده و رهاكنندهء از آن ، براى او علم شهودى حاصل مىشود . گفته شده است : « داناترين مردم به آفتها كسانى هستند كه بيشتر دچار آن گشتهاند . » 2 - دومين وجه امتحان ، امتحان استحقاق است و مراد از آن تطهير اولياست از كثافت طبيعت ، ناپاكى هواى نفس و پليدى شيطان . چون حقّ دوستى آن است كه دوست براى دوست خود جز به پاكى و طهارت راضى نگردد . چنان كه خداوند فرمود : إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً « 1 » . اين امتحان همهاش دشواريهاى نفس به واسطهء نقص در مال و جان و ترس و گرسنگى است ؛ بر خلاف امتحان براى آگاهى كه خاصّ دشواريها نيست ، بلكه شامل گرفتاريها و خوشيها هم مىباشد . چنان كه خداوند فرموده است : وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ « 2 » . 3 - امتحان عقوبت ، كه همان خوارى و محروميّت و نقص ايمان است ؛ مثل امتحان ابليس كه به واسطهء خوارى و محروميّت وى از رحمت و بلايى سخت به واسطهء مخالفت و نافرمانى به خاطر نقص ايمان و دور شدن از آيات حق مىباشد . 4 - امتحان رفعت ، براى آن است كه بنده به واسطهء آن به مقام و رتبهء بالا دست مىيابد ؛ مثل امتحان پيامبران ، و آنگاه از اين بالاتر مثل امتحان ابراهيم ( ع ) به واسطهء گفتگوى نمرود ، دشمنى بتپرستان و در آتش افكندن وى و ديگر كلماتى كه با انجام دادنش به درجهء امانت رسيد . مثل امتحان داود ( ع ) به واسطهء محاكمهء دو دشمن تا به درجهء خلافت برسد : يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ « 3 » . . . و يا امتحان ايوب ( ع ) و ديگر انبيا و اوليا . 5 - امتحان تحقيق ، براى تحقّق بخشيدن راستى و دروغ مدّعيان . مؤمن صادق با ايمانش در اين تجربه ثابت مىماند و دليل او افزون و بر نورش افزوده مىشود . و
--> ( 1 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 33 : خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان پيامبر بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند . ( 2 ) - أعراف ( 7 ) آيهء 168 : و آنها را به خوشيها و ناخوشيها آزموديم ، باشد كه ايشان بازگردند . ( 3 ) - ص ( 38 ) آيهء 26 : اى داوود ! ما تو را در زمين خليفه و جانشين گردانيديم .